خرید بک لینک
بلاگفای نازنین ، حالت چطوره ، دوست قدیمی من .من و تو از نسل کهنه ها هستیم ، حالا دنیا خیلی فرق کرده ، من خیلی مقاومت کردم که پیش تو بمونم ، هیجده سال تنها دلخوشیم تو بودی و تا همیشه هم خواهی بود . ولی وقتی رفتم اینستا دیدم اونجا فضای حرف زدنه ، منم که خودت بهتر می دونی دل پر دردی دارم گاهی فقط حرف زدن ، داد زدن آرومت می کنه ، دنیای من و تو دنیای سایه هاست ، من در این دنیا حال می کنم و در اون دنیا قال تو حقیقت منو می شناسی ، بهتر از خودم با درونم اشنا هستی . مهم دیده شدن نیست ، ولی مهمه که مفید واقع بشیم ، همه چیز حقیقت و ذات ما نیست ، ما گاهی می ریم جنگ خیلی ها دارن چرت و پرت می گن ، باید تو هم حرف خودتو بزنی ، شاید تترتیب اثری داده بشه .اینکه منو تو با هم خلوت کنیم دل بدیم و قلوه بگیریم ، فوق العادست ولی خلاصه ما با هم نیزه هامون را تیز می کنیم و می ریم به شکار خرافه و جهل من دوست دارم رفیق قدیمی ، عاشقتم من و تو هزار حرف با هم زدیم و هزاران حرف ناگفته هنوز مونده

برچسب: نویسنده: مهران محمدی تاريخ: سه شنبه 19 دی 1402 ساعت: 19:32

کریسمس مبارک آیا انسان از چاهی به چاهی دیگر افتاده است .تکنولوژی ایدئولوژی را پس زده است ، قرون وسطی تمام شده ولی به نظر می رسد سبعیت انسان تمام نشده . حالا کریسمس ها برف نداریم ، سرما نداریم ، یخبندان نداریم و اینها همه بخاطر توحش ما انسانهاست ، دیگر باید بطور کامل از انسان نا امید شد ، انسان حیوانییت با ذاتی وحشی و غیر قابل مهار .حیوانها خلاصه از مرگ می ترسند و به اندازه نیاز شکار می کنن و قانون حفظ قوی تر و دویدن بیشتر و هر وظیفه ای که طبیعت در انها قرار داده در هر حالی در حال انجام است .ولی این حیوان دوپای صاحب ادعا نه از مرگ می ترسد و نه از کشتن ، انسان وحشی تر از انست که اهلی و رام شود . گروهی فقط حرف می زنن و باز حرف و حال آدم از این همه حرف به هم می خورد .دیگر ابرها سایه ندارند ، شیب زمین را با ایجاد سدها بی معنی کرده اند ، دریاچه ها خشک شده اند ، رودخانه ها نمی توانند سیر طبیعی خود را داشته باشند .کشاورزی نامتوارن نظم زمین را به هم ریخته ، برداشت بی رویه اب نشست زمین را به همراه داشته ، سموم زیادی که توسط مافیا به بازار عرضه شده تمام مواد غذایی را ناسالم کرده و همه مریض شده اند حیوانهای زیادی منقرض شده اند یا در حالتی مصنوعی ادامه حیات می دهند ، حیات وحش به باغ وحش تبدیل شدهو انسان لجوج ، بی شعور همچنان می تازد و راهی برای توقف وجود ندارد ، تازه چین وحشی از خواب بیدار شده و از هیچ توحشی فروگذار نیست ، پوتین کثافت حالا می خواهد به رمان بر باد رفته ماگارت میچل جان دوباره بدهد . دنیا یک جنگل مولاست ، انسان با توحشی سیری ناپذیر دارد انسان را از بین می برد و تمام طبیعت و جانوران را هیچ کس نیست ، هیچ کس ، همه چیز به پول خنم می شود و وقتی اینرا می گویی می گویند

برچسب: نویسنده: مهران محمدی تاريخ: چهارشنبه 13 دی 1402 ساعت: 0:19

حالا بیش از هر زمانی عاشق تنهایی هستم .با خودم حرف بزنم ، قدم بزنم و اتفاقات را رهبری نکنم.خوشی رسیدن نیست ، موفقیت نیست ، رابطه نیست ، خوشی هنر دل کندن است بعد از سالها کلنجار رفتن تنهایی صحبت کردن با دهن بسته است ، نگاه کردن با چشمانی بسته و عادت کردن به انچه یک روز گرفتارش خواهیم شد .اگر یاد نگیرم که تنهایی زیبایی داشته باشم ، قدر مسلم باید بدانم وابستگی اصلا زیبا و رمانتیک نیست . پرخاشگر نیستم ولی غرورم را دوست دارم حتی اگر یک مجسمه مغرور باشم . من اینطوری دنیا را زیبا یا زیبایی دنیا را می بینم .یلداتون مبارک من بلند ترین شب سال را به تنهایی سر می کنم و هیچی برام اینقدر زیبا نیست

برچسب: نویسنده: مهران محمدی تاريخ: پنجشنبه 7 دی 1402 ساعت: 18:51

ما در چه زمانی زندگی می کنیم ؟اگر در یک کلمه بگویم جواب این است ما در دوره دیالکتیک یا عصر گفتگو هستیم.اگر از دیالکتیک سقراط و ارسطو و کانت و هگل بگذریم باید گفت انسان امروزی صاحب اندیشه و تفکری است که او را مایل به گفتگو می کند ، و این برگ برنده هر فرد یا هر ملتی هست در تعاملات فردی یا در تعاملات جهانی نیازی به بمب اتم و هزینه های سرسام اور جنگ و تسلیحات و ارتش های بزرگ و عملیات برون مرزی یا سرکوب های اجتماعی نداریم اگر اهل گفتگو و قلم باشیم .اگر حرف درستی بزنیم ، امروز دنیا به ما گوش خواهد کرد چون دیگر دنیا صاحبانی به نام دولتها ندارد بلکه دنیا صاحبانی دارد به نام تک تک انسانها .ما در عصر دیالکتیک هستیم و برای رسیدن به این دوره راههای زیادی رفته ایم ، بهای گزافی پرداخته ایم و بزرگانی که خون دلها خورده اند ، زندان رفته اند ، شکنجه شده اند و یا به طرز فجیعی کشته شده اند آیا اهل گفتگو هستیم ، آیا آنقدر انسان هستیم که اجازه بدهیم پته مون را بریزند روی آب ، آیا تشنه قدرتیم ، آیا می خواهیم همچنان آب گل الود بماند ، آیا همچنان به مستمعین نادان نیاز داریم که فریبشان بدهیم .... پس چرا از قدرت گفتگو استفاده نمی کنیم!!!

برچسب: نویسنده: مهران محمدی تاريخ: پنجشنبه 7 دی 1402 ساعت: 18:51

موفقیت خوب است ولی اونقدر عددی نیست که ما براش دائم در نگرانی و دلواپسی باشیم . معمولا انقدر که فکر می کنیم موفقیت در زندگی ما نقش بازی نمی کند . همیشه باز قدم بعدی هست و بازی ادامه دارد مهم ان است که ما تو بازی باشیم ، بازی خودمان را بکنیم و از بازی لذت ببریم آنقدر مشغول بازی باشیم که اصلا نفهمیم کی موفق شدیم و چه وقت باختیم . نیازمند موفق شدن نباشیم چون این نیز یک جور گدایی است از خودمان و از کائنات ، فقط خوب باشیم و هدفمند و مغرور و به خودمان احترام بگذاریم ، گور بابای موفقیت ، خیلی وقتا موفقیت یک آرزوی آزار دهنده است خیلی وقتا ما برای رسیدن بهش کارایی می کنیم که میل دلمان نیست ، اگر قرار باشد موفقبت ما را خوشحال کند ، ناموفق بودن هم طبیعتا ما را ناراحت می کند ، و ابن معامله خوبی نیست ، ما باید چندین برابر خوشحالبمون ناراحت باشیم .پس به موفقبت فکر نکن ، فقط مطابق میل خودت رندگی کن و از هر چی هیتی لذت ببر ممکن است الان خیلی چیزا باشی ممکن است همین الان کلی موفقیتها داشته باشی ، خودتو دست کم نگیر سنگ کم در ترازوی خودت نذار ، بعد از اون موفقبت هم اگر دست از این گونه فکر کردن برنداری بازم همبن آش است و همین کاسه . خودتو در آینه ببین ، چطور می تونی خوشگل تر باشی ، چطور می تونی شادتر باشی ، چطور می تونی ادامه بدی ، همه اینها فکر و تمرکز خودته ، اینها را به شی یا فرد خارجی نسبت نده ، ماشین بهتر نمی تونه آجیل مسکل گشا باشه اون فقط یک عقده است ، تقی و نقی و صغری و کبرا نمی تونن تو را کامل کنن این فقط یک افسانه است ، هیچ کس نیمه گمشده دیگری نیست . تو فقط بازی کن ، به خودت وفادار باش ، هیچ کس با رفاه و امکانات مخاالف نیست ، ولی زندگی هر طور باشه یعنی رفاه یعنی امکانات ، یعنی مو

برچسب: نویسنده: مهران محمدی تاريخ: پنجشنبه 7 دی 1402 ساعت: 18:51

صفحه بندی